صفحه اصلی / اخبار / اخبار شرکت
اخبار داغ2026-06-25
2026-04-09
2026-04-03
2026-03-24
2026-03-20
2026-03-18
در ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶، تیم سنگ یواندا نمونهکتابها را کنار گذاشت، از قفسههای تختهسنگ فاصله گرفت و برای یک بازنشستگی روزانه در مناسبت جشن قایق اژدها به یک ویلا سه طبقه رفت. هیچ تماسی با مشتریان، هیچ پیگیری بار، فقط غذا، بازیها و افرادی که این شرکت را اداره میکنند.
ما ساعت ۹ صبح وارد ویلا شدیم و تا ساعت ۵ بعدازظهر آن را اشغال کردیم. سه طبقه، هر کدام با هدفی خاص: غذاخوردن، بازی کردن و خواندن. تنظیمات ساده بود اما دقیقاً همان چیزی بود که تیم یک شرکت سنگکاری پس از ماهها مدیریت بازدید از معادن، رزرو کانتینرها و درخواستهای نمونه از مشتریان نیاز داشت — فضایی که برای یک روز هیچکس درباره ضخامت تختهسنگ یا قیمتگذاری FOB صحبت نکند.
ویلا خود بهاندازهای بزرگ بود که تمام تیم ما را بدون اینکه کسی بر پای دیگری بیفتد، جای داد. نور طبیعی فضاهای مشترک را پر کرده بود و چیدمان آن باعث میشد که بدون از دست دادن انرژی گروهی، بهراحتی از یک فعالیت به فعالیت دیگر منتقل شویم. برخی از ما ماهها بود که خارج از محیط کارخانه یا دفتر همدیگر را ندیده بودیم و این دقیقاً بازنشانی بود که نمیدانستیم به آن نیاز داریم.

ناهار نقطهٔ اصلی برنامه بود. بهجای سروی یک غذای آمادهٔ گروهی که تا ساعت سه بعدازظهر از ذهن همه فراموش میشود، ما روی نوعی غذا تمرکز کردیم که شما را وادار میکند تا بهعقب بنشینید و بیشتر از زمان برنامهریزیشده در میز بمانید.
ایستگاه قابلمهٔ گرم بدون وقفه کار میکرد و صفحههایی از گوشت گاو، گوسفند، میگو، توپهای ماهی و سبزیجات تازه بهطور مداوم در آن چرخیدند. درست کنار آن، قابلمهٔ گلی اوز با آبجویی که از صبح در حال پخت بود؛ یک آشپزی کلاسیک فوجیان از اوز و زنجبیل که سریعتر از هر غذای دیگری روی میز ناپدید شد؛ و سینیهایی از میگوی رودخانهای که نیازمند — و پاداش میداد — تلاشی با هر دو دست بود که حتماً منجر به گفتوگو میشد.
چیزی در مورد قابلمهٔ گرم مشترک وجود دارد که آخرین ذرهٔ رسمیت بین بخشها را از بین میبرد. فروش کنار لجستیک نشست. کنترل کیفیت داستانهای خود را با خرید به اشتراک گذاشت. هیچکس تلفن همراهش را بررسی نکرد، چون هر دو دستش مشغول بود. 
پس از ناهار، ویلا به مناطق طبیعی تقسیم شد.
طبقهٔ دوم به قلمرو بازیبازان تبدیل شد — اتاقی برای ورزش الکترونیک با چهار سیستم کامپیوتری که بازی «لیگ افسانهها» را اجرا میکردند و صدای بلندی داشتند، و سالن سینما در خانه که گروهی آرامتر در آن حالت تماشای فیلم را پذیرفتند. این تقسیمبندی مؤثر بود: هیچکس مجبور نبود تظاهر کند که چیزی را که دوست ندارد، لذت میبرد، و میشد شادی بازیبازان را از دو طبقهٔ بالا شنید بدون اینکه برای تماشایکنندگان فیلم آزاردهنده باشد.
طبقهٔ سوم بهطور عمدی طبقهٔ صدا بود. اتاق کارائوکهای که با اجرای تکنفرههای محتاطانه آغاز شد و با گروهخوانی آهنگهایی پایان یافت که هیچکس اعتراف نمیکرد قبلاً كلماتشان را میدانسته است. در اتاق مجاور، گوشهٔ آرکید جذبکنندهٔ جریانی پیوسته از بازیهای دو نفرهٔ کلاسیک مبارزه بود. فضای آرامشی در کنار این بخش، جمعیت اضافی را جذب میکرد — افرادی که برای استراحت بین دورههای خواندن یا صرفاً برای مرور عکسهایی که در گروه ویچت در حال انباشتهشدن بودند، به آنجا آمده بودند.
صبح بهطور عمدی بدون برنامهریزی بود. برخی زودتر از موعد آمدند و همهٔ اتاقها را کاوش کردند. برخی دیگر بین طبقات جابجا شدند و پیگیر صداها بودند. برخی نیز روی مبل طبقهٔ سوم جای گرفتند و دو ساعت پیاپی در آنجا ماندند. هیچکس کسی را عجله نکرد — هدف اصلی این بود که هیچ برنامهای برای رعایت کردن وجود نداشت.
در ساعت ۱۵:۰۰، همه در جمعشدن برای تنها رویداد سازمانیافتهٔ روز: مسابقهٔ رینگ تاس با جوایز واقعی در میان بود.
تنظیم این بازی ظاهراً ساده بود — ردیفی از جوایز در فواصل فزاینده، که هر یک از آنها نسبت به دیگری برای انداختن دشوارتر بود. آنچه با یک بازی غیررسمی پرتاب شروع شد، در عرض چند دقیقه رقابتی شد. چیزی در مورد بازی انداختن حلقه وجود دارد که شخصیت واقعی فرد را آشکار میکند: کسانی که با دقت هدف میگیرند، کسانی که با حرکتی خشن و از بالا حلقه را پرتاب میکنند، و کسانی که پس از سه بار ناموفق بودن پیاپی ادعا میکنند حلقهها معیوب هستند.
برندگان جوایزی را با خود بردند که از مفید و کاربردی تا سرگرمکننده و شوخطبعانه متغیر بود. اما جایزه واقعی، تماشای ناظر انبار و نماینده فروش جوان بود که در یک رقابت تصمیمگیرنده و برابر قرار گرفته بودند، در حالی که بیست نفر دستورالعملهای متناقضی را فریاد میزدند. چنین لحظاتی در جلسه صبح یکشنبه رخ نمیدهد.

با پایان یافتن روز، هر عضو تیم جعبهای از هدایای جشن مسابقات قایقهای اژدها دریافت کرد — شامل زونگتسی، نوشیدنیها و شیرینیهای فصلی، و چند سرپرستی ناخواسته که توسط تیم منابع انسانی بستهبندی شده بود. این یک حرکت کوچک است، اما در شرکتی که سنگ را به سراسر جهان ارسال میکند، گاهی معنادارترین بار، آنی است که تنها سه فوت از دست یک همکار به دست همکار دیگر منتقل میشود.
در پایان، عکس گروهی اجباری را گرفتیم — نوعی عکس که نیمه از افراد هنوز دستمالهای آلوده به خرچنگ دستی را در دست دارند و کسی در میان چشمک زدن است — و سپس تا ساعت ۵ بعدازظهر بستهبندی کردیم و رفتیم.
جشن مسابقات قایقهای اژدها دربارهٔ یادآوری و اتحاد جامعه است. برای تیم سنگ یواندا، این جشن فرصتی برای اتصال مجدد با افراد پشت محصولات بود. زیرا چه شما صفحات سنگ کالاکاتا را وارد کنید یا در مورد فرمولاسیون ترزاکوی سفارشی صحبت کنید، با افراد واقعی از سوی ما روبهرو هستید — و روزهایی مانند این به ما یادآوری میکند که چرا برای یکدیگر حاضر میشویم.
از سوی تمامی اعضای شرکت یواندا استون: امیدواریم جشن مسابقات قایقهای اژدها را به خوبی گذرانده باشید.
تماس با ما برای کسب اطلاعات بیشتر درباره محصولات سنگی ما، یا مستقیماً به آدرس ایمیل ما ارسال کنید [email protected].
